یا حق دفتری که بسته شد بازش نکنید دلی که شکسته شد نازش نکنید یاران شمارا به خدا به عشق بی وفایی نکنید یا وفا کنید تا آخر عمر یا که از اول آشنایی نکنید
پر ز مهر آفرین،صد آفرین راستی ما شعر باران داشتیم تویجنگلهای گیلان داشتیم گردش یک روز دیرین داشتیم شعر زیبایی ز گلچین داشتیم راستی آن دفتر کاهی کجاست؟
صبرت که تمام شد
ببار بارون که من تنها ترین تنهای این دنیام ببار بارون که پاک شه غصه از روزام ببار بارون که من خسته ترین خسته ی این دنیام ببار بارون تا در شه خستگی از پام ببار بارون که من شیدا ترین شیدای این دنیام ببار بارون تا مجنون کم بیاره از دردام ببار بارون که من عاشق ترین عاشق این دنیام ببار بارون،چیو کم داری جز اشکام؟
به تو عادت کرده بودم
این سماور جوش است
زير گنبد کبود جز من و خدا کسی نبود روزگار رو به راه بود هيچ چيز نه سفيد و نه سياه بود با وجود اين مثل اينکه چيزی اشتباه بود
باز باران٬ با ترانه میخورد بر بام خانه خانه ام کو؟ خانه ات کو؟ آن دل دیوانه ات کو؟
پا به پای کودکی هایم بیا کفش هایت را به پا کن تا به تا قاه قاه خنده ات را ساز کن باز هم با خنده ات اعجاز کن پا بکوب و لج کن و راضی نشو با کسی جز عشق همبازی نشو
|
About![]()
هدیه ای است به تو .نمی دانم کجای این سرزمین وزیر کدامین اسمان هستی .تو هم مرا یاد میکنی . باز کن پنجره را که نسیم روز میلاد اقاقی ها را جشن میگیرد......
Home
|